معنی ۱neutral · 86%
فردی که شغلش فروش مواد غذایی و کالاهای ضروری روزمرهٔ خانه است
مثالهای طبیعی
The grocer delivered fresh fruit every morning.
خواربارفروش هر صبح میوهٔ تازه تحویل میداد.
I asked our local grocer for some rice.
از خواربارفروش محلهمان کمی برنج خواستم.
Many grocers now offer online orders.
بسیاری از خواربارفروشها اکنون سفارش اینترنتی هم میپذیرند.
نکتهٔ کاربردی
Grocer به فروشنده اشاره دارد؛ grocery shop و grocery store نامِ خودِ مغازهاند.
