معنی ۱neutral · 95%
سطح زمین که مردم روی آن راه میروند، مینشینند یا میایستند
مثالهای طبیعی
The bag was lying on the ground.
کیف روی زمین افتاده بود.
The ground was wet after the rain.
زمین بعد از باران خیس بود.
The window is two metres above the ground.
پنجره دو متر بالاتر از سطح زمین قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی به سطح زمین در یک مکان مشخص اشاره میکنی، از the ground استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— روی سطح زمین

