grow
C1اسم/US /ɡroʊ/ grō; UK /ɡroʊ/ grō/
رشد کردن، رویاندن، عمل آوردن
JadoLearn Dictionary
معنی grow به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رشد کردن، رویاندن، عمل آوردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
افزایش، مزید شدن، مزید کردن
بزرگ شدن، درشت نشان دادن، گنده کردن
بهبودی دادن، بهتر نمودن، بهتر کردن
ریع کردن، منبسط ساختن، توسعه یافتن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.