معنی ۱neutral · 90%
شخصی که وظیفهاش محافظت از یک مکان، فرد یا شیء ارزشمند است
مثالهای طبیعی
A security guard checked our bags.
یک مأمور امنیتی کیفهای ما را بررسی کرد.
Two guards stood near the entrance.
دو نگهبان نزدیک ورودی ایستاده بودند.
The guard opened the gate.
نگهبان دروازه را باز کرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور یک شخص است، `Guard` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— شخصی که برای محافظت از یک مکان یا اموال استخدام شده است

