معنی ۱neutral · 89%
محتاط در آشکار کردن احساسات، نظرها یا اطلاعات خود.
مثالهای طبیعی
The spokesperson gave a guarded response to the allegations.
سخنگو در پاسخ به اتهامها با احتیاط اظهارنظر کرد.
He remained guarded when colleagues asked about his plans.
وقتی همکاران دربارهٔ برنامههایش پرسیدند، همچنان محتاط بود و چیزی بروز نداد.
Her comments were more guarded than the earlier briefing.
اظهارنظرهای او از جلسهٔ توجیهی قبلی محتاطانهتر بود.
نکتهٔ کاربردی
Guarded بر خودداری و احتیاط در بیان نظر یا احساس تأکید دارد؛ guarded optimism یعنی امیدواری همراه با ملاحظهٔ خطرها.
