مربوط به فرماندار یک ایالت آمریکا یا به مقام و انتخابات مربوط به آن.
مثالهای طبیعی
The gubernatorial race attracted record campaign spending.
رقابت انتخاباتی فرمانداری ایالت، هزینههای بیسابقهای برای تبلیغات به همراه داشت.
Several gubernatorial candidates discussed housing policy.
چند نامزد فرمانداری ایالت دربارهٔ سیاست مسکن بحث کردند.
The law limits certain gubernatorial appointments.
این قانون برخی انتصابهای فرماندار ایالت را محدود میکند.
نکتهٔ کاربردی
بهویژه در گزارشهای سیاسی آمریکا رایج است و معمولاً پیش از اسم میآید.
