معنی ۱neutral · 88%
عضوی از یک گروه مسلح نامنظم که از حملات کوچک و متحرک استفاده میکند
مثالهای طبیعی
The memoir follows a guerrilla operating in remote mountains.
این خاطرات زندگی یک چریک را که در کوهستانهای دورافتاده فعالیت میکند دنبال میکند.
Guerrillas attacked the convoy and withdrew quickly.
چریکها به کاروان حمله کردند و سریع عقبنشینی کردند.
The former guerrilla later joined peace negotiations.
این چریک سابق بعداً به مذاکرات صلح پیوست.
نکتهٔ کاربردی
`Guerrilla` جنگجویان نامنظم و تاکتیکهای آنها را توصیف میکند و لزوماً به یک ایدئولوژی سیاسی مشخص اشاره ندارد.
