شخصی که بازدیدکنندگان را در یک مکان همراهی میکند و به آنها اطلاعات میدهد
مثالهای طبیعی
Our guide showed us around the old castle.
راهنمای ما قلعهٔ قدیمی را به ما نشان داد.
The tour guide explained the building's history.
راهنمای گردشگری تاریخچهٔ ساختمان را توضیح داد.
The company employs guides who speak several languages.
این شرکت راهنماهایی استخدام میکند که به چند زبان صحبت میکنند.
نکتهٔ کاربردی
guide به بازدیدکنندگان کمک میکند مکانها را پیدا کنند و چیزهایی را که میبینند بهتر درک کنند.

