مسئولیت حقوقی یا اخلاقی برای انجام یک عمل نادرست
مثالهای طبیعی
The prosecution must establish guilt beyond reasonable doubt.
دادستانی باید گناهکاری را فراتر از شک معقول اثبات کند.
The evidence was insufficient to prove his guilt.
شواهد برای اثبات تقصیر او کافی نبود.
She denied guilt for the deliberate deception.
او مسئولیت خود را در آن فریب عمدی رد کرد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی رسمی به مسئولیت اشاره دارد، بهویژه در داوریهای حقوقی یا اخلاقی.
