مسئول ارتکاب یک جرم یا عمل نادرست
مثالهای طبیعی
The court found him guilty of theft.
دادگاه او را در جرم سرقت گناهکار شناخت.
She pleaded guilty to the charge.
او در برابر اتهام، به گناهکار بودن خود اقرار کرد.
The guilty person was finally identified.
فرد مقصر سرانجام شناسایی شد.
نکتهٔ کاربردی
از `guilty of + crime/action` استفاده میشود.

