معنی ۱neutral · 85%
مقداری غذا یا نوشیدنی که با یک حرکت بزرگ فرو برده میشود.
مثالهای طبیعی
She took a gulp of water after her run.
او بعد از دویدن یک جرعهٔ بزرگ آب نوشید.
Two gulps later, his coffee was gone.
فقط دو جرعهٔ بزرگ طول کشید تا قهوهاش تمام شود.
That first gulp of lemonade felt refreshing.
اولین جرعهٔ بزرگ لیموناد واقعاً طراوتبخش بود.
نکتهٔ کاربردی
sip معمولاً جرعهای کوچک است، اما gulp بزرگتر و اغلب سریعتر است.
ترکیبهای رایج
— یک بار بلعیدن مقدار زیادی آب
