معنی ۱neutral · 85%
همراه با وزشهای کوتاه، ناگهانی و شدید باد.
مثالهای طبیعی
It was too gusty for the outdoor ceremony.
هوا برای برگزاری مراسم در فضای باز بیش از حد تندبادخیز بود.
A gusty afternoon could disrupt ferry services.
بعدازظهری همراه با تندباد ممکن است خدمات کشتیهای مسافربری را مختل کند.
The coast became gustier after sunset.
بعد از غروب، وزش تندبادها در ساحل شدیدتر شد.
نکتهٔ کاربردی
windy به بادخیز بودن بهطور کلی اشاره دارد، اما gusty بر تغییرات ناگهانی شدت باد تأکید میکند.
