معنی ۱neutral · 87%
تولیدشده در بخش پایینی گلو، با صدایی بم یا خشن.
مثالهای طبیعی
A guttural growl came from the cave.
غرشی بم و حلقی از غار به گوش رسید.
His voice sounded guttural after hours of shouting.
بعد از ساعتها فریاد زدن، صدایش خشن و حلقی شده بود.
The actors practiced guttural noises for the scene.
بازیگران برای آن صحنه تولید صداهای حلقی را تمرین کردند.
نکتهٔ کاربردی
Guttural ویژگی صدا را توصیف میکند و صفتی کلی برای برخورد غیردوستانه نیست.
