ورزشی شامل حرکتهایی مانند پرش، حفظ تعادل و چرخش.
مثالهای طبیعی
My daughter practises gymnastics twice a week.
دخترم هفتهای دو بار ژیمناستیک تمرین میکند.
Gymnastics takes strength and careful practice.
ژیمناستیک به قدرت بدنی و تمرین دقیق نیاز دارد.
We watched gymnastics on television last night.
دیشب مسابقات ژیمناستیک را از تلویزیون تماشا کردیم.
نکتهٔ کاربردی
با اینکه gymnastics به s ختم میشود، نام یک رشتهٔ ورزشی است و معمولاً با فعل مفرد میآید.
