معنی ۱neutral · 85%
مناسب یا بهاندازهٔ کافی ایمن برای زندگی انسانها.
مثالهای طبیعی
The house is no longer habitable.
این خانه دیگر قابل سکونت نیست.
Repairs finally made the apartment habitable.
تعمیرات سرانجام آپارتمان را قابل سکونت کرد.
Researchers are looking for habitable planets.
پژوهشگران در جستوجوی سیارههای قابل سکونت هستند.
نکتهٔ کاربردی
habitable به معنی مناسب برای زندگی است؛ لزوماً به این معنی نیست که اکنون کسی آنجا زندگی میکند.
