مذاکره و چانهزنیِ پیگیرانه دربارهٔ قیمت یا شرایط معامله برای رسیدن به توافق بهتر.
مثالهای طبیعی
We haggled over the price of the rug.
ما بر سر قیمت فرش چانه زدیم.
She haggled with the dealer for an hour.
او یک ساعت با فروشنده چانه زد.
He tried to haggle the monthly rent down.
او تلاش کرد اجارهٔ ماهانه را با چانهزنی پایین بیاورد.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً haggle over/about a price یا haggle with someone میگویند؛ این فعل صرفاً به معنای شکایت کردن نیست.
