نوبت یا کاری که در آن کسی موهای فردی را کوتاه میکند یا شکل میدهد
مثالهای طبیعی
I booked a haircut for Saturday.
برای شنبه وقت کوتاهی مو رزرو کردم.
She needs a haircut before the interview.
او پیش از مصاحبه به کوتاهی مو نیاز دارد.
He got his first haircut at age two.
او در دو سالگی برای اولین بار موهایش را کوتاه کرد.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی میتوانید get a haircut یا have a haircut بگویید؛ haircut خودش فعل نیست.
