معنی ۱neutral · 86%
پوشیده از مقدار زیادی مو.
مثالهای طبیعی
The dog has very hairy ears.
سگ گوشهای خیلی پرمویی دارد.
A hairy spider crawled across the wall.
عنکبوت پشمالویی از دیوار بالا رفت.
His arms are hairier than mine.
بازوهای او از بازوهای من پرموترند.
نکتهٔ کاربردی
Hairy سطح یا عضو بدنی با موهای زیاد را توصیف میکند؛ hair اسمِ مو است.
ترکیبهای رایج
— بازوهای پرمو
