معنی ۱neutral · 95%
تا نیمه یا به میزان نصف
مثالهای طبیعی
I was half asleep on the bus.
در اتوبوس نیمهخواب بودم.
The painting is only half finished.
نقاشی فقط تا نیمه تمام شده است.
The bottle is half full.
بطری تا نیمه پر است.
نکتهٔ کاربردی
Half مستقیماً قبل از صفت یا اسم مفعول میآید و به معنی «تا حدی» یا «پنجاه درصد» است.
