معنی ۱neutral · 88%
یکی از دو بخش مساویِ یک مقدار یا گروه
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
نصف
Deutsch
halb
Հայերեն
կես
kes
مثالهای طبیعی
I ate half the cake.
من نصف کیک را خوردم.
Half the students are absent.
نیمی از دانشآموزان غایب هستند.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /hɑːf/آمریکایی: /hæf/
تنها هجای این واژه تکیه دارد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
نصف
Deutsch
halb
Հայերեն
կես
kes
I ate half the cake.
من نصف کیک را خوردم.
Half the students are absent.
نیمی از دانشآموزان غایب هستند.
I waited half an hour.
من نیم ساعت منتظر ماندم.
half میتواند ۵۰ درصدِ چیزی را نشان دهد. این واژه اغلب همراه با the یا در یک عبارت اسمی بهکار میرود.
Half of students is absent.
Half the students are absent.
وقتی پس از half یک اسم جمع میآید، فعل معمولاً باید جمع باشد.
از half برای صحبت دربارهٔ یکی از دو بخش مساویِ یک چیز یا یک گروه استفاده کنید.
عبارت درست را انتخاب کنید.