معنی ۱neutral · 90%
در نقطهای تقریباً برابر با نیمی از فاصله، زمان یا پیشرفت
مثالهای طبیعی
We stopped halfway to check the map.
در نیمهٔ راه توقف کردیم تا نقشه را بررسی کنیم.
The team changed strategy halfway through the project.
تیم در میانهٔ پروژه راهبرد خود را تغییر داد.
The village lies halfway between the two cities.
روستا دقیقاً در نیمهٔ فاصلهٔ دو شهر قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
`Halfway` میتواند به فاصلهٔ فیزیکی، زمان سپریشده یا پیشرفت در یک فرایند اشاره کند.
