معنی ۱neutral · 86%
عجیب یا غیرواقعی بهگونهای که به توهم شباهت دارد.
مثالهای طبیعی
The film ends with a hallucinatory sequence of shifting faces.
فیلم با سکانسی توهمگونه از چهرههای پیوسته در حال تغییر پایان مییابد.
After two sleepless nights, the city seemed hallucinatory.
پس از دو شب بیخوابی، شهر به نظرش توهمگونه میآمد.
Her paintings create a hallucinatory sense of movement.
نقاشیهای او حسی توهمگونه از حرکت ایجاد میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Hallucinatory میتواند اثر هنری را توصیف کند، بیآنکه ادعا شود کسی واقعاً دچار توهم پزشکی شده است.
