تسمه یا طنابی که دور سر حیوان قرار میگیرد تا بتوان آن را هدایت یا مهار کرد.
مثالهای طبیعی
She fastened the halter around the pony’s head.
او افسار را دور سر اسب کوتوله بست.
Is there a spare halter in the barn?
آیا افسار یدکی در اصطبل هست؟
The trainer removed the halter before releasing the horse.
مربی پیش از رها کردن اسب، افسار را از سرش برداشت.
نکتهٔ کاربردی
Halter برای هدایت حیوان است و برخلاف لگام معمولِ سواری، همان آرایش دهانه داخل دهان حیوان را ندارد.
