معنی ۱neutral · 86%
ابزاری با سری سنگین و دسته که برای ضربه زدن به میخ یا چیزهای دیگر استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
He used a hammer to drive in the nails.
او با چکش میخها را کوبید.
The toolbox contains two hammers.
در جعبهابزار دو چکش هست.
Can you pass me the hammer, please?
میشود لطفاً چکش را به من بدهی؟
نکتهٔ کاربردی
Hammer اسم ابزار است، اما to hammer فعل ضربه زدن با آن است.
ترکیبهای رایج
— چکش و میخ برای کارهای سادهٔ ساختمانی
