حلقهای فلزی و قفلشونده که دور مچ دست قرار میگیرد و معمولاً به حلقهٔ دیگری متصل است.
مثالهای طبیعی
One handcuff had a broken lock.
قفل یکی از حلقههای دستبند خراب بود.
The officer removed the handcuffs before the hearing.
مأمور پیش از جلسهٔ رسیدگی دستبندها را باز کرد.
An old pair of handcuffs lay behind glass.
یک جفت دستبند قدیمی پشت ویترین شیشهای قرار داشت.
نکتهٔ کاربردی
برای وسیلهٔ معمولیِ دوحلقهای، در انگلیسی اغلب از handcuffs یا a pair of handcuffs استفاده میشود.
