معنی ۱neutral · 87%
ساختهشده با دستِ انسان، نه عمدتاً با ماشینآلات
مثالهای طبیعی
I bought a handmade mug at the market.
از بازار یک ماگ دستساز خریدم.
These scarves are handmade by local artists.
این شالها را هنرمندان محلی با دست درست کردهاند.
Her handmade gift felt especially personal.
هدیهٔ دستساز او حس شخصیتری داشت.
نکتهٔ کاربردی
Handmade شیوهٔ ساخت را بیان میکند، اما homemade به محل تهیهشدن اشاره دارد.
ترکیبهای رایج
— زیورآلاتی که با دست ساخته شدهاند
