معنی ۱neutral · 86%
دارای صورت یا ظاهری جذاب، بهویژه برای توصیف مردان.
مثالهای طبیعی
My older brother is handsome.
برادر بزرگترم خوشتیپ است.
The handsome prince smiled at the crowd.
شاهزادهٔ خوشچهره به جمعیت لبخند زد.
He looks more handsome in this picture.
او در این عکس خوشتیپتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
Handsome بیشتر برای مردان استفاده میشود؛ good-looking برای افراد با جنسیتهای مختلف کاربرد دارد.
ترکیبهای رایج
— مرد خوشتیپ
