کسی که به امیدِ منفعت یا امتیاز، دوروبرِ شخصی ثروتمند، مشهور یا بانفوذ میپلکد.
مثالهای طبیعی
The singer struggled to distinguish friends from hangers-on.
خواننده نمیتوانست بهراحتی دوستانش را از افرادِ سودجویی که دوروبرش میپلکیدند تشخیص دهد.
A persistent hanger-on demanded another audience with the prince.
یکی از دوروبریهای سمج دوباره خواستارِ دیدار با شاهزاده شد.
Security removed several hangers-on from the athletes’ entrance.
نیروهای امنیتی چند نفر از دوروبریهای سودجو را از ورودیِ ورزشکاران دور کردند.
نکتهٔ کاربردی
Hanger-on به وابستگیِ منفعتطلبانه اشاره میکند، نه صرفاً همراهی با فردی معروف؛ جمعِ صحیح hangers-on است.
