معنی ۱neutral · 95%
به شیوهای شاد یا خوشحال
مثالهای طبیعی
The children played happily outside.
بچهها بیرون با خوشحالی بازی کردند.
She greeted us happily at the door.
او جلوی در با خوشحالی به ما سلام کرد.
He sang happily while cooking.
او هنگام آشپزی با خوشحالی آواز میخواند.
نکتهٔ کاربردی
Happily عملی را توصیف میکند که با شادی یا لذت انجام میشود.
