معنی ۱neutral · 90%
رفتار ناخواسته و تکرارشوندهای که کسی را میترساند، تحقیر میکند یا بهشدت آزار میدهد
مثالهای طبیعی
She reported harassment by a senior colleague.
او آزار از سوی یکی از همکاران ارشد را گزارش کرد.
Online harassment forced him to close his account.
آزار آنلاین او را وادار کرد حسابش را ببندد.
The company investigates every allegation of harassment.
شرکت هر ادعای مربوط به آزار را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Harassment` معمولاً به الگویی از رفتار ناخواسته اشاره دارد، نه یک اختلاف کوچک و منفرد.
