معنی ۱neutral · 85%
بخشی از آب در نزدیکی ساحل که از امواج شدید محفوظ است و شناورها میتوانند در آن ایمن بمانند.
مثالهای طبیعی
Fishing boats filled the small harbor.
بندرگاه کوچک پر از قایقهای ماهیگیری بود.
The ships returned to the harbor before dark.
کشتیها پیش از تاریک شدن هوا به بندرگاه برگشتند.
Several harbors appear along the southern coast.
چند بندرگاه در امتداد ساحل جنوبی دیده میشود.
نکتهٔ کاربردی
harbor املای آمریکایی و harbour املای بریتانیایی یک واژهاند.
