معنی ۱neutral · 85%
دارای پوسته یا پوشش بیرونی سخت و محکم.
مثالهای طبیعی
Pack fragile souvenirs inside a hard-shell suitcase.
سوغاتیهای شکستنی را داخل چمدانی با بدنهٔ سخت بگذارید.
He bought a hard-shell helmet for mountain biking.
او برای دوچرخهسواری کوهستان یک کلاه ایمنی با پوستهٔ سخت خرید.
We ordered hard-shell tacos instead of soft tortillas.
ما بهجای نانهای ترتیای نرم، تاکوهایی با پوستهٔ ترد و سخت سفارش دادیم.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً پیش از اسم میآید؛ آن را با گروه اسمی a hard shell به معنای «پوستهٔ سخت» اشتباه نگیرید.
