معنی ۱neutral · 90%
با تلاش یا انرژی زیاد.
مثالهای طبیعی
She works hard every day.
او هر روز سخت کار میکند.
We study hard before important tests.
ما پیش از آزمونهای مهم سخت درس میخوانیم.
Try hard to find the answer.
خیلی تلاش کن تا پاسخ را پیدا کنی.
نکتهٔ کاربردی
وقتی hard میزان تلاش را بیان میکند، معمولاً پس از فعل یا در پایان عبارت فعلی قرار میگیرد.
ترکیبهای رایج
— با تلاش زیاد کار کردن
