بهشکلی بسیار انتقادی، سختگیرانه یا نامهربان که باعث ناراحتی میشود
مثالهای طبیعی
The report was harsh on several senior managers.
گزارش نسبت به چند مدیر ارشد بسیار تند بود.
Such harsh punishment can damage trust permanently.
چنین مجازات سختی میتواند اعتماد را برای همیشه از بین ببرد.
Her response sounded harsher than the original criticism.
پاسخ او از انتقاد اولیه تندتر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
این معنی معمولاً واژهها، قضاوتها، قوانین یا رفتاری را توصیف میکند که بیش از حد شدید احساس میشوند.
