معنی ۱informal · 88%
بیپروا، نسنجیده و بدون نظم فکری یا خویشتنداری.
مثالهای طبیعی
The hero’s harum-scarum decisions alarmed his friends.
تصمیمهای بیپروای قهرمان داستان دوستانش را نگران کرد.
Her harum-scarum adventures kept everyone worried.
ماجراجوییهای نسنجیدهٔ او همه را نگران نگه میداشت.
The proposal sounded harum-scarum to cautious investors.
آن پیشنهاد در نظر سرمایهگذاران محتاط، شتابزده و بیفکر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
واژهای قدیمی با لحنی شوخطبعانه یا انتقادی است که برای رفتارها، برنامهها یا آدمهای تکانشی میآید.
