معنی ۱neutral · 90%
محصول کشاورزی را زمانی که آماده است جمعآوری کردن
مثالهای طبیعی
Workers harvest grapes by hand every September.
کارگران هر سپتامبر انگورها را با دست برداشت میکنند.
The farm harvested its wheat before the storm.
مزرعه پیش از طوفان گندمش را برداشت کرد.
They harvested apples from the northern orchard first.
آنها ابتدا سیبهای باغ شمالی را برداشت کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Harvest` معمولاً مفعول مستقیمی میگیرد که نام محصول جمعآوریشده است.
