معنی ۱neutral · 86%
در یا دریچهٔ کوچکی که افراد یا اشیا میتوانند از آن عبور کنند.
مثالهای طبیعی
The sailor closed the hatch before the storm.
ملوان پیش از طوفان دریچه را بست.
A ceiling hatch leads into the attic.
دریچهای در سقف به اتاق زیرشیروانی راه دارد.
Two hatches separated the narrow compartments.
دو دریچه بخشهای باریک را از هم جدا میکردند.
نکتهٔ کاربردی
hatch بهعنوان اسم به دریچه گفته میشود؛ فعل hatch میتواند به بیرونآمدن از تخم اشاره کند.
