معنی ۱neutral · 86%
با غرور و رفتاری سرد و تحقیرآمیز که نشان میدهد دیگران را پایینتر میدانند.
مثالهای طبیعی
She looked haughtily at the waiter.
او با نگاهی متکبرانه به پیشخدمت نگاه کرد.
He replied haughtily when colleagues questioned his figures.
وقتی همکاران ارقامش را زیر سؤال بردند، با تکبر پاسخ داد.
The actor haughtily dismissed the audience’s questions.
بازیگر پرسشهای تماشاگران را با نخوت رد کرد.
نکتهٔ کاربردی
Haughtily نشاندهندهٔ تحقیر یا احساس برتری است، نه صرفاً اعتمادبهنفس.
