لازم یا اجباری بودنِ انجام کاری بهدلیل یک ضرورت یا الزام.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
مجبور بودن به
Deutsch
müssen
Հայերեն
ստիպված լինել
stipvats linel
مثالهای طبیعی
You have to wear a uniform.
تو باید یونیفرم بپوشی.
I have to study tonight.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈhæv tə/آمریکایی: /ˈhæv tə/
تکیهٔ اصلی این عبارت روی have است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
مجبور بودن به
Deutsch
müssen
Հայերեն
ստիպված լինել
stipvats linel
You have to wear a uniform.
تو باید یونیفرم بپوشی.
I have to study tonight.
من باید امشب درس بخوانم.
She had to leave early.
او مجبور شد زود برود.
Have to برای بیان ضرورت یا اجبار بهکار میرود. شکل have با توجه به فاعل و زمان تغییر میکند، اما فعل بعد از have to همیشه به شکل پایه باقی میماند.
He have to go now.
He has to go now.
در زمان حال ساده، با he، she و it باید از has to استفاده شود.
از have to وقتی استفاده میکنیم که انجام کاری لازم یا اجباری باشد. به یاد داشته باش که have میتواند به has یا had تغییر کند، اما فعل بعد از آن همیشه به شکل پایه میآید.
جملهٔ درست را انتخاب کن.