معنی ۱neutral · 90%
چیزی که خطر آسیبدیدگی، خسارت یا زیان دیگری ایجاد میکند
مثالهای طبیعی
Loose cables are a serious workplace hazard.
کابلهای شل یک عامل خطر جدی در محیط کار هستند.
The chemical poses a hazard to drinking water.
این مادهٔ شیمیایی برای آب آشامیدنی خطر ایجاد میکند.
Drivers must report hazards blocking the emergency lane.
رانندگان باید موانع خطرناکِ مسدودکنندهٔ خط اضطراری را گزارش کنند.
نکتهٔ کاربردی
`Hazard` معمولاً منبع خطر است، درحالیکه `risk` احتمال رخ دادن آسیب است.
