چیزی که احتمال دارد آسیب، جراحت یا خطر دیگری ایجاد کند.
مثالهای طبیعی
Workers must label hazardous chemicals clearly.
کارگران باید مواد شیمیایی خطرناک را بهوضوح برچسبگذاری کنند.
Driving becomes hazardous during freezing rain.
رانندگی هنگام باران یخزن خطرناک میشود.
Never mix hazardous waste with ordinary rubbish.
هرگز زبالههای خطرناک را با زبالههای عادی مخلوط نکنید.
نکتهٔ کاربردی
hazardous از dangerous رسمیتر است و بیشتر بر وجود ریسک و مخاطره تأکید میکند.
