معنی ۱neutral · 86%
لایهای نازک از دود، گردوغبار یا رطوبت در هوا که دیدن چیزهای دور را دشوار میکند.
مثالهای طبیعی
A pale haze covered the valley.
غبار کمرنگی دره را پوشانده بود.
The buildings disappeared into the haze.
ساختمانها در غبار محو شدند.
Haze may reduce visibility on the trail today.
امروز ممکن است غبار، دید را در مسیر پیادهروی کاهش دهد.
نکتهٔ کاربردی
haze به لایهای نسبتاً نازک و محدودکنندهٔ دید اشاره میکند؛ fog معمولاً بسیار غلیظتر و نزدیکتر به سطح زمین است.
