معنی ۱neutral · 89%
به سمت جهت یا مقصد مشخصی حرکت یا سفر کردن
مثالهای طبیعی
We headed for the station after lunch.
بعد از ناهار به سمت ایستگاه راه افتادیم.
She headed towards the city centre.
او به سمت مرکز شهر حرکت کرد.
The ship headed north overnight.
کشتی در طول شب به سمت شمال حرکت کرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی مقصد مشخصی بیان میشود، `head for` یا `head towards` رایج است.
ترکیبهای رایج
— به سمت مقصدی مشخص حرکت کردن

