دفتر اصلی یا مرکز فرماندهی که یک سازمان از آنجا اداره میشود
مثالهای طبیعی
The company's headquarters is located in central Berlin.
دفتر مرکزی شرکت در مرکز برلین قرار دارد.
Reporters gathered outside the party headquarters after the announcement.
پس از اعلام خبر، خبرنگاران بیرون دفتر مرکزی حزب تجمع کردند.
The firm moved its headquarters to a larger building.
شرکت دفتر مرکزی خود را به ساختمانی بزرگتر منتقل کرد.
نکتهٔ کاربردی
با اینکه `headquarters` به `s` ختم میشود، میتواند به یک دفتر مرکزی واحد اشاره کند و در این کاربرد فعل مفرد بگیرد.

