معنی ۱neutral · 89%
کمککننده به حفظ یا بهبود سلامت
مثالهای طبیعی
A healthful diet includes plenty of vegetables.
رژیم غذایی سالم شامل سبزیجات فراوان است.
The cafeteria now serves more healthful meals.
غذاخوری اکنون وعدههای سلامتبخش بیشتری سرو میکند.
Daily walks can be a healthful routine.
پیادهروی روزانه میتواند عادتی مفید برای سلامت باشد.
نکتهٔ کاربردی
healthful بهویژه در آمریکایی یعنی مفید برای سلامت. healthy میتواند هم سالم بودن و هم مفید برای سلامتی را برساند.
