دارای وضعیت جسمی خوب بودن و بیمار نبودن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
سالم
Deutsch
gesund
Հայերեն
առողջ
arroghj
مثالهای طبیعی
My brother is healthy now.
برادرم اکنون سالم است.
She eats healthy food every day.
او هر روز غذای سالم میخورد.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈhelθi/آمریکایی: /ˈhelθi/
واژهٔ healthy دو هجا دارد و تکیه روی هجای اول است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
سالم
Deutsch
gesund
Հայերեն
առողջ
arroghj
My brother is healthy now.
برادرم اکنون سالم است.
She eats healthy food every day.
او هر روز غذای سالم میخورد.
I feel healthy after exercise.
بعد از ورزش احساس میکنم سالم هستم.
از healthy برای افراد، عادتها و چیزهایی استفاده کنید که به سلامتی خوب کمک میکنند. شکلهای مقایسهای آن healthier و healthiest هستند.
He is health.
He is healthy.
healthy صفتی است که برای توصیف یک شخص استفاده میشود. health اسم است.
از healthy برای صحبت دربارهٔ افراد، غذاها، عادتها و سبکهای زندگیای استفاده کنید که برای بدن مفید هستند.
کدام جمله وضعیت جسمی خوب را توصیف میکند؟