وابسته به بهشت، آنگونه که در باورهای دینی تصور میشود.
مثالهای طبیعی
The painting shows a heavenly messenger.
این نقاشی فرستادهای آسمانی را نشان میدهد.
The choir sang about heavenly peace.
گروه کر دربارهٔ آرامش بهشتی آواز خواند.
A heavenly light shone above the mountains.
نوری آسمانی بر فراز کوهها میدرخشید.
نکتهٔ کاربردی
این معنی در توصیفها و روایتهای دینی میآید و اصطلاحی علمی نیست.
