معنی ۱neutral · 86%
پستاندار وحشی کوچکی که پشتش با خارهای تیز پوشیده شده است.
مثالهای طبیعی
A hedgehog crossed our garden at night.
شب یک جوجهتیغی از باغچهٔ ما گذشت.
Hedgehogs curl into balls when they feel threatened.
جوجهتیغیها وقتی احساس خطر میکنند خودشان را گلوله میکنند.
We saw a baby hedgehog near the fence.
نزدیک حصار یک بچهجوجهتیغی دیدیم.
نکتهٔ کاربردی
جوجهتیغی برای محافظت خار دارد و با تشی تفاوت دارد.
ترکیبهای رایج
— بچهجوجهتیغی
