توجهِ دقیق و جدی، بهویژه به نصیحت، خطر یا هشدار.
مثالهای طبیعی
Residents should pay heed to the evacuation warning.
ساکنان باید هشدارِ تخلیه را جدی بگیرند.
Little heed was paid to the engineer’s concerns.
به نگرانیهای مهندس توجهِ چندانی نشد.
Take heed of her advice before signing anything.
پیش از امضاکردنِ هر چیزی، توصیهٔ او را جدی بگیر.
نکتهٔ کاربردی
اسمِ heed بهندرت با حرفِ تعریفِ a به کار میرود؛ ساختهای ثابت pay heed to و take heed of حرفِ اضافهٔ متفاوت دارند.
