با دقت به هشدار، نیاز یا خطری احتمالی توجه داشتن.
مثالهای طبیعی
Heedful of the forecast, we turned back early.
با توجه به پیشبینی هوا، زودتر برگشتیم.
The cyclist was heedful of approaching traffic.
دوچرخهسوار مراقب خودروهایی بود که نزدیک میشدند.
Stay heedful of the safety officer’s advice.
همچنان به توصیههای مسئول ایمنی توجه داشته باشید.
نکتهٔ کاربردی
Heedful اغلب همراه با of به کار میرود و از careful رسمیتر است.
